تبليغاتX
سیناپس - روایت جنگ از زاویه یی متفاوت

سیناپس

نگاهي به رمان «خنده را از من بگير» اثر جواد ماه زاده
 

روزنامه اعتماد-کاوه فولادي نسب، محمود قلي پور

«خنده را از من بگير» رماني است با ساختاري کلاسيک. ابتدا با شخصيت هاي اصلي رمان آشنا مي شويم و راوي اول شخص رمان تا حدودي از وضعيت و موقعيت داستان باخبرمان مي کند. بعدتر چند شخصيت جديد وارد داستان مي شوند و تعادل نسبي موجود را برهم مي زنند. حضور اين افراد جديد، به خصوص روي راوي داستان بسيار تاثير مي گذارد. در انتها، با خروج تازه واردان -که البته ديگر خيلي هم تازه وارد نيستند و چه راوي و چه خواننده، بيشتر از بسياري از شخصيت هاي ديگر رمان مي شناسندشان و دوستشان مي دارند- تعادل جديدي در داستان شکل مي گيرد که البته با آن تعادل ابتداي رمان بسيار متفاوت است، چرا که راوي در اين ميان، عشقي عميق را تجربه کرده و به رشد و بلوغي دروني رسيده است.

کتاب هايي که تابه حال درباره جنگ هشت ساله نوشته شده اند، يا درباره متن جنگ بوده اند يا درباره پريشاني ها و نابساماني هاي حاشيه جنگ، و از نظر ايدئولوژيک نيز، يا جنبه توجيهي و تبليغي داشته اند -که اينها بخش عمده يي از آثار ادبيات جنگ را تشکيل مي دهند- يا به ندرت، موضع گيري خصمانه در پيش گرفته اند در برابر واقعيت بزرگي که به هر حال و با هر نوع نگاه، هشت سال از تاريخ معاصر اين مملکت را تحت تاثير قرار داده است. «خنده را از من بگير» از اين جهت فتح باب جديدي در ادبيات جنگ در ايران است که از سويي پيرنگ داستانش با اتفاق بزرگي مانند جنگ کامل مي شود -به عبارت ديگر اين اتفاق بزرگ است که کمک مي کند بخش عمده يي از داستان باورپذير و شبکه علي و معلولي اش کامل شود- و از سوي ديگر در نگاه اول خواننده احساس مي کند تنها ارتباط داستان با جنگ اين است که صرفاً در زمان جنگ دارد اتفاق مي افتد و خبري از کليشه هاي رايج جنگ در داستان نيست. جواد ماه زاده، در زمان جنگ مانند راوي رمانش نوجوان بوده و به نظر مي رسد داستان را با تکيه بر تجربيات شخصي اش بنا کرده باشد؛ همين تکيه بر تجربه شخصي و ادراک فردي است که داستان را هرچه بيشتر از کليشه هاي رايج دور و هرچه بيشتر خواندني مي کند.

ماه زاده براي روايت رمانش نثري گفتاري و بياني روايتي انتخاب کرده است که کمکش مي کند داستان را بي پيچ و خم هاي زائد روايت کند. نکته قابل اعتنا، تسلط نويسنده بر زبان است که نثر و زبان نويسنده هاي بزرگي چون احمد محمود و جمال ميرصادقي را به ذهن متبادر مي کند. او به خوبي از عقايد عامه و تکيه کلام هاي رايج در زبان زنده مردم کوچه و بازار استفاده مي کند و همين موضوع کمکش مي کند احساس همذات پنداري با شخصيت هاي داستانش را بيشتر و بيشتر کند. ماه زاده در گفت و گونويسي نيز همين ظرافت را به خرج مي دهد و در رمانش گفت و گوهايي مي نويسد که اين روزها جايشان در ادبيات داستاني ايران خيلي خالي است.

رمان در کرج و در زمان جنگ اتفاق مي افتد. راوي نوجوان داستان، مانند بقيه مشغول زندگي اش است، با شيطنت ها و بازيگوشي هاي خاص سن و سالش، که ناگهان خانواده يي جديد وارد محله شان مي شود؛ خانواده يي کرد که از کردستان جنگ زده فرار کرده و حالا هم در محله جديد، از سوي همسايه ها انگ ضدانقلاب بودن مي خورد و اين بار، در محله يي به ظاهر امن و آرام، درگير جنگي سرد مي شود. راوي با پسر خانواده علي، دوست مي شود و در رفت و آمدهايي که به خانه آنها دارد عاشق خواهر معلول علي مي شود که عطيه نام دارد. ماجراي اين عشق برونداد خارجي ندارد و همه آنچه ما از عشق راوي به عطيه مي دانيم همان است که در درون راوي جريان دارد. اين جريان دروني به آرامي باعث تغيير منش و کنش راوي مي شود و بلوغ فکري و ذهني او را به تصوير مي کشد. «خنده را از من بگير» عشقي کلاسيک را براي خواننده ترسيم مي کند که سرانجامش دوري و نرسيدن راوي به معشوق است. خانواده علي به بهانه درمان عطيه و شايد براي فرار از اتهام هاي تمام نشدني همسايه ها، اين بار به سرزميني دوردست، به ژاپن مي گريزد. کم کم شهر شکل تازه يي به خود مي گيرد و نخستين برج در نزديکي خانه راوي سر به آسمان مي سايد؛ برج مسکوني يي که شهروندان از بيم موشک هاي عراقي جرات نمي کنند در آن زندگي کنند.

از ويژگي هاي برجسته و قابل اعتناي رمان «خنده را از من بگير» اين است که گرچه داستانش در زمان جنگ اتفاق مي افتد و شهر وقت و بي وقت بمباران مي شود، سياهي و فلاکت جنگ فضاي داستان را تيره و تار نمي کند. نگاه نويسنده در اين کتاب به مقوله دوستي آنقدر غني و سرشار از انسانيت است و راوي داستان آنقدر سرخوشانه و نوجوانانه به زندگي نگاه مي کند، که موضوع بزرگ و تاثيرگذاري چون جنگ نمي تواند او و داستانش را تحت تاثير قرار دهد. شخصيت هاي رمان، چه آنهايي که سني ازشان گذشته و چه جوان ترها، همگي در فضايي به دور از کشتارهاي خصمانه زندگي مي کنند. ماه زاده هيچ قصدي ندارد و هيچ تلاشي نمي کند که شخصيت هاي داستان را موجوداتي قدسي و به دور از حب و بغض هاي زميني نشان دهد. او فضايي را خلق مي کند و وضعيت و موقعيتي را مي سازد، که در آن جنگ اهميتش را از دست مي دهد و به واقعيتي ثانويه تبديل مي شود.

رمان را مي توان به سه قسمت تقسيم کرد؛ قسمت اول ماجراي خانه راوي است و آنچه بر او و خانواده اش مي گذرد؛ رابطه راوي با دوستانش، رابطه راوي با خواهرش، و در نهايت بستگاني که از تهران ناامن به خانه آنها پناه آورده اند. قسمت دوم ماجراي ورود علي و عطيه و پدر و مادرشان به محله است و تاثيري که حضور آنها بر زندگي محله و به خصوص بر راوي مي گذارد. و قسمت سوم زندگي در محله است بدون عطيه. در هر سه قسمت آرامش، اميد و دوري و جنگ در پس زمينه تصوير قرار دارد و حضورش احساس مي شود؛ ساختاري خارج از متن که ماه زاده به خوبي توانسته بدون پرداختن مستقيم به آن و در خلال نمايش روابط آدم هاي داستان آن را شکل دهد.

وقتي نويسنده يي مي خواهد واقعيتي پرشکوه را وارد روايت خود کند، يکي از راه حل هاي مناسب اين است که خود را خارج از آن فضا قرار دهد و به تاثيري که آن حادثه به طور غيرمستقيم بر جامعه مي گذارد، بپردازد. نويسندگان زيادي در اين سال ها به مقوله جنگ پرداخته اند اما کمتر توانسته اند تاثيرات اجتماعي جنگ بر جامعه ايراني را در داستان هايشان نمايش دهند. رمان «خنده را از من بگير» با فاصله جغرافيايي حدود هزار کيلومتر از مرکز جنگ توانسته تغيير در شکل گيري روابط انساني، دگرديسي انسان، عشق و هجرت را به خوبي نشان دهد. خانواده علي و عطيه نمونه زنده انسان هاي متاثر از جنگ هستند. آنها با از دست دادن تعداد زيادي از بستگان شان و شخص عطيه با از دست دادن پايش، نمونه يي گويا از فضاي بي رحم جنگ هستند. نوع نگاه اين خانواده به مقولاتي اجتماعي چون رابطه با همسايه، دوستي و قضاوت ديگران بسيار ملايم و منعطف است. گويي اتفاق بزرگ نه تنها آنها را خشمگين و افراطي نکرده، بلکه از آنها موجوداتي اهل تعامل و تسامح ساخته است.

ماه زاده در رمانش بارها شخصيت هاي مختلف را دستخوش دگرديسي و تغيير کرده است. مهم ترين و قابل اعتناترين اين تغييرات را در شخصيت راوي و دايي اش مي بينيم. راوي تا پيش از درگيري دروني با عشق عطيه توجه چنداني به رفتارها و حتي وضع ظاهري اش نداشت و نوجواني بود با همه شيطنت ها و بي خيالي هاي لازمه سن و سالش. دايي هم تا پيش از رفتن به جنگ جواني شرور بود که همه اهالي محل از او حساب مي بردند. در طول رمان مي بينيم کم کمک، جنگ و عشق تاثير متحول کننده يکساني روي شخصيت دايي و راوي مي گذارد.“

در مجموع مي توان چنين گفت که رمان «خنده را از من بگير» تحليلي است از رفتار انسان هاي دوران جنگ؛ انسان هايي که هشت سال براي ديگران زندگي کردند و هويت و آرمان هايشان دستخوش دگرگوني شد. ماه زاده در اين کتاب توانسته قرائتي از جنگ ارائه دهد که بسياري از نويسندگان دهه اخير، به رغم تلاش هاي مدام شان، نتوانسته اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 12:15  توسط   |